شایستگی کارکنان رهبری استراتژیک مدیریت؛ صفات کارکنـان؛ توانـایی یـادگیری کارکنـان؛ کـارایی آمـوزش کارکنان ؛ توانایی کارکنان برای مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت؛ آموزش کارکنان فنـی و مدیریتی.
کسب هویت از ارزشهای سازمانی؛ میزان رضایت؛ نرخ ترک خدمت کارکنان؛ متوسط زندگی مفید کارکنان. نگرش کارکنان
توانایی خلاقیت کارکنان؛ درآمد حاصل از فکرهای خلاقانه کارکنان. خلاقیت کارکنان

منبع: چن و همکاران، 2004
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Intellectual Agility
سرمایه ساختاری
یوندت (2000) سرمایه ساختاری را دانش نهادینهشده سـازمان مـی دانـد کـه در پایگـاه داده هـا، دستورالعمل ها و غیره ذخیره می شـود . سـرمایه سـاختاری، همـه ذخـایر غیرانسـانی دانـش را در سازمان دربر میگیرد که پایگاههای داده، نمودار های سازمانی، دستورالعمل های اجرایی فرایندهـا ، استراتژی ها، برنامه های اجرایی و هر آنچه ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی اش است را شامل می شود. سرمایه ساختاری هر آن چیزی است که وقتی کارکنـان شـب هنگـام بـه خانـه می روند، در شرکت باقی می ماند. به باور آنها سرمایه ساختاری، سرمایه سازمانی مانند داراییهای فکری، نوآوری، فرایندها و دارایی فرهنگی و نیـز ، سـرمایه نوسـازی و توسـعه ماننـد حـق ثبـتمحصولات را در برمیگیرد. در جدول 2 شاخصهای سرمایه ساختاری ارائه شده است.
جدول 2. شاخص های سرمایه ساختاری

ایجاد فرهنگ سازمانی ؛ کسب هویت کارکنان از چشم انداز سازمان. فرهنگ سازمانی
رابطه روشن اختیار، مسئولیت و منافع ؛ اعتبار سیستم کنترلی سازمان. ساختار سازمانی
ایجاد و کاربرد شبکه اطلاعاتی درون سازمانی ؛ ایجاد و کاربرد مخازن اطلاعاتی سازمانی. یادگیری سازمانی
دوره زمانی فرایند کسب وکار؛ سطح کیفیت محصول ؛ کارایی عملیاتی سازمانی. فرآیند عملیاتی
حمایت و همکاری متقابل بین کارکنان ؛ قابلیت دسترسی به اطلاعات سازمانی؛ تسهیم دانش. سیستم اطلاعاتی

منبع: چن و همکاران، 2004
سرمایه مشتری/ رابطه ای1
منظور از سرمایه مشتری، استفاده از اطلاعـات بـازار بـرای جـذب و نگهـداری مشـتریان اسـت .
موضوع اصلی سرمایه مشتری، دانش موجود در کانال های بازاریابی و روابط بـا مشـتریان اسـت .
سرمایه مشتری نشاندهنده توانایی بالقوه سازمان، به دلیـل عوامـل نامشـهود بیرونـی اش اسـت . هرچند واژه »سرمایه مشتری« را ابتدا هیوبرت ساینت بیان کرد، تعـاریف جدیـد مفهـوم آن را بـا عنوان »سرمایه رابطه ای«توسعه داده اند و دانش موجود در همـه روابطـی را در برمـی گیـرد کـه سازمان با مشتریان، رقبا، تأمین کنندگان، انجمنهای تجاری یا دولت برقـرار مـی کنـد (بـونتیس،1999). سرمایه رابطه ای شامل روابط با ذی نفعان درون و بیرون سازمان است. یکی از نشانه های سرمایه رابطه ای که به مشتریان مربوط می شود »بـازارگرایی « اسـت . چـن و همکـاران (2004)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Customer / Relational Capital
سرمایه مشتری را در قالب قابلیت بازاریابی، شدت بازار و وفاداری مشتری طبقهبنـدی مـیکننـد(جدول 3).
جدول3. شاخص های سرمایه مشتری

قابلیت اساسی بازاریابی ایجاد و کاربرد پایگاه داده مشتری؛ قابلیت خدمات مشتری؛ توانایی شناسـایی نیازهـای مشتریان.
شدت بازار سهم بازار؛ توانایی بالقوه بازار؛ واحدهای فروش به مشتریان؛ شهرت مارک تجاری و نام تجاری؛ ایجاد کانال فروش.
وفاداری مشتری رضایت مشتریان؛ شکایات مشـتریان؛ فـرار مشـتریان؛ سـرمایه گـذاری روی رابطـه بـا مشتریان.

منبع: چن و همکاران، 2004 مدیریت دانش
کارل ویگ برای نخستین بار مفهوم مدیریت دانـش را در سـال 1986 رواج داد. ویـگ مـدیریت دانش را فرآیند ساخت و تجدید، کاربرد و بهرهبرداری از دانش، برای بیشینهسازی اثربخشی دانش سازمان و بازگشت دارایی های دانشی آن می داند. از آن زمان تلاش های بسـیاری بـرای تعریـف مدیریت صورت پذیرفت. با وجود این، تعریف مـدیریت دانـش پیچیـده اسـت و دلیـل آن را نیـز می توان در تفاسیر متعدد حاصل از دیدگاه های مختلف و تعدد زمینههای مرتبط با آن جسـت وجـوکرد (مارتین، 2000). مدیریت دانش به معنای توسعه و بهرهبرداری از دارایی های دانشـی سـازمان است. به بیان دیگر، مدیریت دانش به فرآیند سیستماتیک و منسجم هماهنگسازی فعالیتهـایگسترده سازمان، شامل کسب، خلق، ذخیرهسازی، تسهیم و کاربرد دانش توسط افراد و گـروه هـابرای تحقق اهداف سازمانی اشاره دارد (راستوگی، 2002). هرچند در مورد فرآیند مدیریت دانـشدیدگاههای گوناگونی ارائه شده، مراحل اصلی این فرآیند شامل چهار اقدام زیر است (منوریـان وعسگری، 1388):
خلق دانش: دانش در اصل از تجربه و مهارت کارکنان به دست میآیـد . دانـش هنگـامی خلـقمیشود که افراد شیوه جدیدی برای انجام کارها پیدا کنند یا دانش ماهوی را توسعه دهند. خلـقدانش حاصل تعاملات اجتماعی و همکاریهای سازمانی است (علوی و لیدنر، 2001).
ذخیرهسازی دانش: ممکن است افراد دانشی را که خلق کرده اند، فراموش کنند؛ بنـابراین لازم است این دانش در حافظه سازمانی ذخیره، سازماندهی و بازیـابی شـود . حافظـه سـازمانی شـاملاشکال مختلفی از مستندات مکتوب، پایگاه دادههـا و دانـش انسـانی کدگـذاری شـده در شـکلسیستمهای خبره، مستندات فرآیندها و رویههای سازمانی است (انواری و شهابی، 1388).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

کاربرد دانش: هدف نهایی مدیریت دانش، کاربرد دانش در جهت بهبود عملکرد سازمانی است. دانش به خودی خود ارزشمند نیست، بلکه زمانی ارزشمند خواهد بود که به کار گرفته شود (انواری و شهابی، 1388).
تسهیم دانش: تسهیم دانش فرآیند اشاعه دانش در سراسر سازمان است. این اشاعه مـی توانـدبین افراد، گروهها و سازمانهایی انجام شود کـه از هرگونـهای از کانـال هـای ارتبـاطی اسـتفادهمی کنند (علوی و لیدنر، 2001). تسهیم دانش شامل پنج رکن اصلی اسـت : ارزش منبـع دانـش،تمایل منبع به تسهیم دانش، غنای رسانهای کانال ارتباطی، تمایل گیرنـده بـه دریافـت دانـش و توانایی جبران گیرنده.
پیشینه تجربی پژوهش
عطوفی نجفآبادی و بنی هاشم (1392) به ارائه مدل استقرار مدیریت دانش در صنایع کشـور بـراساس عوامل زمینه ای پرداختند. به این منظور وضعیت عوامل زمینه ای مـدیریت دانـش (شـاملفرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات و فرآیندهای دانـش ) در شـرکت سـیمان خـاش، بـهمنظـوراندازه گیری آمادگی سازمان برای اجرای مدیریت دانش، ارزیابی شدهاند. مدل پژوهش با اسـتفادهاز تحلیل عاملی و نرم افزار لیزرل بررسی شده است. نتایج پژوهش نشـان داد دو عامـل فرهنـگسازمانی و مدیریت اطلاعات مهمترین عوامل تأثیرگذار در این زمینه بودهاند.
ضیایی، منوریان و کاظمی کفرانی (1390) رابطه سرمایه اجتماعی و میزان آمادگی سـازمانیبرای استقرار مدیریت دانش را در شرکت فولادساز ایرانی بررسی کردهانـد . نتـایج ایـن پـژوهش نشان میدهد در این شرکت بین سـرمایه اجتمـاعی و میـزان آمـادگی سـازمانی بـرای اسـتقرارمدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، با افزایش سـرمایه اجتمـاعی درسازمان میزان آمادگی برای استقرار مدیریت دانش در ابعاد فرهنـگ سـازمان، سـاختار سـازمان،زیرساخت سازمان، محتوای تغییر و پشتیبانی از تغییر، افزایش یافته است.
قنبری و اسکندری (1391) به بررسی رابطه بین رهبری دانش با مدیریت سرمایه فکـری در دانشگاه بوعلی سینای همدان پرداختند. یافته ها حاکی از آن است که وضـعیت رهبـری دانـش ومدیریت سرمایه فکری در دانشگاه بوعلی سینا بالاتر از سطح متوسط اسـت . ضـریب همبسـتگیپیرسون نشان داد، بین رهبری دانش با مدیریت سرمایه فکری رابطـه مثبـت و معنـاداری وجـوددارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه بیانگر آن است که از بین مؤلفه های رهبری دانـش، مؤلفـه حمایت از فرآیند یادگیری فردی و گروهی، بیشترین تأثیر را در پیش بینی مدیریت سرمایه فکری دارد.
سرلک، رضایی و شهیدی (1391) عوامل مؤثر بر سبک پردازش دانش در واحـدهای کـاریشرکت بیمه البرز و شعب آن در تهران را بررسی کردهاند. نتایج نشـان داد، فنـاوری اطلاعـات وتحلیل پذیری وظیفه تأثیر چشمگیری بر سبک پردازش کدگذاری دارنـد و اسـتقلال و وابسـتگیوظیفه بیشترین نقش را در سبک پردازش شخصیسازی ایفا میکنند. همچنـین تنـوع وظیفـه وانسجام بر هیچ یک از سبک های پردازش دانش تأثیر ندارند. یافته های این پژوهش نشان مـی دهـد،متغیرهای سازمانی واحدها باید به طور مناسبی با سبک های پردازش دانش هماهنگ باشند.
مدل مفهومی پژوهش
مدیریت دانش و سرمایه فکری، منابع مهمی برای مزیت رقـابتی و عملکـرد سـازمانی بـه شـمارمی روند (کورادو، 2008 و شیه، شان و لینگ، 2010). مدیریت دانش و سرمایه فکری بر یکـدیگر تأثیر می گذارند و این رابطه دوجانبه برای اثربخشی سازمان اهمیتی حیاتی دارد (سـلیم و خلیـل،2011). ارتباط بین سرمایه فکری و مدیریت دانش به این دلیل است که سـرمای ه فکـری از ایـنشناخت کلی سرچشمه میگیرد که دانش بـرای سـازمان اهمیتـی حیـاتی دارد (دامـای، 2009). سرمایه فکری و مدیریت دانش دامنه گستردهای از فعالیتهای فکری را دربرمیگیرند که از خلق دانش تا اثر اهرمی دانش را پوشش میدهد (ژو و فینک، 2003). سـرمایه فکـری بیـانگر ذخیـره دانشی سازمان در زمانی ویژه است و از تجمیع فعالیتهای جریـان دانـش (فرآینـد های دانشـی ) حاصل میشود (شیه و دیگران، 2010). به نظر میرسد مدیریت دانش و سـرمای ه فکـری ارتبـاطنزدیکی با هم داشته باشند. هنگامی که اقدامات مدیریت دانش برای توسعه و حفظ سرمایههـایفکری به کار میروند، به منبعی برای مزیت رقابتی پایدار سازمان تبدیل میشوند (شیه و دیگران، 2010). از سوی دیگر، هنگامی که از سرمایه فکری به خوبی بهرهبرداری شود، توانـایی سـازماندر انجام فرآیندهای مدیریت دانش توسعه می یابد. افزون بر این دانش از راه داراییهای ناملموس میتواند برای سازمان ارزش افزوده ایجاد کند (کورتینی و بنون، 2010). تأثیر سرمایه فکـری بـرمدیریت دانش در پژوهشهای چندگانه ای تأیید شـده اسـت (کـورتینی و بنـون، 2010). اگـر از سرمایه فکری به خوبی بهرهبرداری شود، میتواند توانایی سـازمان در انجـام اقـدامات مـدیریتدانش را بهبود بخشد. افزون بر این اجزای سرمایه فکری ( سـرمایه انسـانی، سـرمای ه سـاختاری وسرمایه ارتباطی) درونداد مهمی برای خلق دانش در سـازمان بـهشـمار مـیرود (هـاس، 2004).
بنابراین این گونه استنباط می شود که سرمایه فکری مـی توانـد تغییراتـی در فرآینـد ها و اقـداماتمدیریت دانش ایجاد کند.
بر مبنای ادبیات بیانشده، فرآیند چهارگانه مدیریت دانش را متغیر وابسـت ه پـژوهش در نظـرگرفته و سرمایههای فکری (سرمایههای انسانی، سـاختاری و مشـتری) نیـز متغیرهـای مسـتقلپژوهش شناخته می شوند. شکل 1 مدل مفهومی پژوهش را نشان میدهد.

شکل

1
.
مدل

پژوهش

مفهومی

شکل

1

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید